ادبیات آیینی از نظر ساختار لفظی، نمای ظاهری، به کارگرفتن انواع سبکها و آرایههای لفظی و معنوی، فرقی با سایر ادبیات رایج در زبان فارسی ندارد. آنچه ادب آیینی را متمایز میکند، شکل معنوی و بار محتوایی آن است. هر شعر یا متنی که بهنحوی متأثر از قرآن کریم، تاریخ اسلام و پیشوایان دینی، کلمات قصار حضرات معصومین (ع)، نهجالبلاغه، نهجالفصاحه، صحیفه سجادیه و سایر ادعیه باشد، در قلمرو موضوعی ادبیات آیینی قرار میگیرد.
ارادت به اباعبدالله الحسین (ع) با فرنگ ایران عجین شده است و عشق به اباعبدالله و اهل بیت و یاران ایشان، خود را در قالبهای مختلفی ازجمله برگزاری مراسم عزاداری، برپایی هیئت و سرودههای هنری نشان میدهد. هنر، از جمله شعر و نقاشی، یکی از مهمترین نمودهای عزاداری ایرانیان برای شهدای کربلا است.
مولانا سید کمال الدّین علی، متخلّص به محتشم کاشانی، شاعر عهد صفوی و از معاصرین شاه طهماسب صفوی است. محتشم از شعرای معروف عصر خود بود که به دلیل به اعتقادات دینی خود و شاهان صفوی که در صدد تقویت مذهب شیعه بودند، مصائب اهل بیت را در قالب اشعار سرود. او پس از چندی به یکی از بزرگترین شعرای ایران در سبک اشعار مذهبی و مصائب امامان شیعه تبدیل شد و اشعارش در سرتاسر ایران زبانزد شد، بهطوریکه میتوان وی را معروفترین شاعر مرثیه گوی ایران دانست که برای اولین بار سبک جدیدی درسرودن اشعار مذهبی به وجود آورد. او به سرودن مرثیههایی در واقعه کربلا، عاشورای حسینی و مصیبت نامههای مختلف پرداخت. او ترکیببند «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» را سرود که معروفترین مرثیه در ادبیات فارسی برای شهیدان واقعه کربلا است.
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کآشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
ارسال نظر